گفتی که می بوسم تو را


گفتی که می بوسم تو را،گفتم تمنا می کنم
گفتی اگر بیند کسی گفتم که حاشا می کنم
گفتی چه می بینی بگو در چشم چون آئینه ام
گفتم که من خود را در او عریان تماشا می کنم
گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغماگران باری مدارا می کنم
گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتی اگر از کوی خود روزی تو را گفتم برو
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم
گفتی اگر از پای خود زنجیر عشقت وا کنم
گفتم زتو دیوانه تر دانی که پیدا می کنم
شاعر:؟


 

دلاویزترین شعر جهان


این شعر استاد فریدون مشیری را پیشکش میکنم به کسی که فقط فکر می کند خیلی تنهاست:

از دل افروزترین روزِ جهان،

       خاطره ای با من هست،

به شما ارزانی:

سحری بود و هنوز،

گوهرِ ماه به گیسوی شب آویخته بود.

گل یاس،

عشق در جان هوا ریخته بود.

من به دیدار سحر می رفتم

نفسم با نفس یاس درآمیخته بود.

می گشودم پر و می رفتم و می گفتم:"های!

بسرای ای دل شیدا، بسرای.

این دل افروزترین روز جهان را بنگر!

تو دلاویزترین شعر جهان را بسرای!

آسمان، یاس، سحر، ماه، نسیم،

روح در جسم جهان ریخته اند،

شور و شوق تو برانگیخته اند،

تو هم ای مرغک تنها، بسرای!

همه درهای رهایی بسته ست،

تا گشایی به نسیم سخنی، پنجره ای را، بسرای!

بسرای..."

من به دنبال دلاویزترین شعر جهان می رفتم!

در افق، پشت سراپرده ی نور

باغ های گل سرخ،

شاخه گسترده به مهر،

غنچه آورده به ناز،

دم به دم از نفس باد سحر؛

غنچه ها می شد باز.

غنچه ها می شد باز،

باغ های گل سرخ،

باغ های گل سرخ،

یک گل سرخ درشت از دل دریا بر خاست!

-چون گل افشانی لبخند تو،

           در لحظه ی شیرین شکفتن!_

        خورشید!

چه فروغی به جهان می بخشید!

چه شکوهی...!

همه عالم به تماشا برخاست!

من به دنبال دلاویزترین شعر جهان می گشتم!

دو کبوتر در اوج،

بال در بال گذر می کردند.

دو صنوبر در باغ،

سر فراگوشِ هم آورده به نجوا غزلی می خواندند.

مرغ دریایی، با جفت خود، از ساحلِ دور

رو نهادند به دروازه ی نور...

چمنِ خاطرِ من نیز ز جان مایه ی عشق،

در سراپرده ی دل

غنچه ای می پرورد،

-هدیه ای می آورد-

برگ هایش کم کم باز شدند!

برگ ها باز شدند:

-"....یافتم!یافتم! آن نکته که می خواستمش!

با شکوفاییِ خورشید و

   گل افشانیِ لبخند تو، 
            
   آراستمش!

تار و پودش را از خوبی و مهر،

خوش تر از تافته ی یاس و سحر بافته ام:

"دوستت دارم" را

من دلاویزترین شعر جهان یافته ام!"

این گل سرخ من است!

دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق،

که بری خانه ی دشمن!

که فشانی بر دوست!

راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست!

در دل مردم عالم، به خدا،

نور خواهد پاشید،

روح خواهد بخشید."

تو هم، ای خوب من! این نکته به تکرار بگو!

این دلاویزترین شعر جهان را، همه وقت،

نه به یک بار و به ده بار، که صد بار بگو!

"دوستم داری"؟ را از من بسیار بپرس!

"دوستت دارم" را با من بسیار بگو!





 

خاك وطنم


فر و پيروزي ما ملت پيداست هنوز
كيش زرتشت ز آتشكده برجاست هنوز

كاخ داراي بلند اختر برپاست هنوز
طاق كسري به لب دجله هويداست هنوز

ايرانيم و ريشه به خاك وطنم هست
عشق وطن آميخته با جان و تنم هست

هرگز به همه گوهر عالم نفروشم
اين دري را كه به درج دهنم هست

در سينه نهان كرده ام آتشكده ي پارس
اين آتش پر سوز نهان در سخنم هست



 

دختر نابغه ۱۹ ساله ایرانی ، جوان ترین استاد دانشگاه درجهان

دختر نابغه ۱۹ ساله ایرانی ، جوان ترین استاد دانشگاه درجهان 

 

عالیه صبور, دختر ایرانی- آمریکایی در سن ۱۹ سالگی موفق به کسب کرسی استادی دانشگاه شد و بدین ترتیب نام خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرد . این عنوان از ۳۰۰ سال پیش تاکنون در اختیار کولین مک لورین، شاگرد فیزیکدان مشهور ایزاک (اسحاق) نیوتن بوده است. بیانیه مطبوعاتی کتاب رکوردهای گینس حاکی است عالیه صبور، جوانترین استاد تمام وقت دانشگاه است که تاریخ تاکنون به خود دیده است. گفتنی است شگفتی های این نابغه جوان تنها به رکورد جوانترین استاد دانشگاه ختم نمی شود. شاید عالیه صبور و گستره نبوغ او را باید مصداق عینی این گفته یوهان ولفگانگ گوته، شاعر و اندیشمند آلمانی دانست: دانایی به تنهایی کافی نیست. باید دانش را به کار بست. عالیه صبور در مصاحبه ای گفت: دانایی، توانایی است بویژه هنگامی که دانسته های خود را با دیگران شریک می شوی… و همین چند کلمه پرمغز کافی بود تا بیش از پیش تحسین عمومی را برانگیزد. عالیه صبور در سن ۱۰ سالگی وارد دانشگاه شد و در سن ۱۴ سالگی لیسانس خود را با درجه ممتاز در رشته ریاضیات کاربردی از دانشگاه ایالتی استونی بروک (در نیویورک) اخذ کرد. با این وصف او نخستین زن در تاریخ ایالات متحده است که چنین افتخاراتی را کسب کرده است. صبور، تحصیلات خود را در مقاطع کارشناسی ارشد و PHD در دانشگاه درکسل در رشته مهندسی متالورژی و مواد به پایان رساند… هنوز سه روز به نوزدهمین سالگرد تولد عالیه صبور باقی مانده بود(ماه فوریه گذشته) که کرسی استادی دانشگاه کونکوک کره جنوبی را به دست آورد.

 

 

 

از هر چه بگذریم سخن خلیج فارس خوشتر است

10 اردیبهشت روز ملی خلیج فارس

 

پیشینه تاریخی

بنابر مدارك متقن، خلیج فارس از هزاران سال پیش نه توسط ایرانیان، بلكه توسط ملت‌هایی كه با ایرانیان مراوده داشته‌اند، از جمله یونانیان و رومیان با عنوان «دریای پارسی» نامیده شده است. عرب‌هانیز قرن‌ها آن را «خلیج‌فارس» یا «بحر فارس» نامیده‌اند. خلیج فارس با همین نام طی هزاران سال گذشته شناخته شده و تمامی كشورها و اقوام مختلف از جمله اعراب از این نام استفاده كرده‌‌اند.
تمام متون قدیمی جغرافی جهان از نقشه‌های هكاتایوس و بطلمیوس تا آثار جغرافیدانان و جهانگردان مسیحی و مسلمانان، شعبه‌‌ای بزرگ از اقیانوس هند را كه از جنوب ایران به موازات بحر احمر تا قلب دنیای قدیم پیش رفته است، خلیج فارس یا دریای فارس نامیده‌اند.
از سده‌های هفتم و هشتم پیش میلاد تمام عالمان از جمله آناكسی ماندر، هكاتوس، هرودوت، اراتوستن، هیپارك، پومپونی مله، كراتس مالوس، استرابون، بطلمیوس، مایكروپیوس، ایزیدورسویلی، محمد‌بن موسی الخوارزمی، ابوزید بلخی، ابن سرابیون، ابن رسته، ابن فقیه، قدامه، ابن فضلان، ابن خردادبه، مسعودی، استخری، ابن حوقل، مقدسی، ناصرخسرو، ادریسی، جیحانی، فرازی، بیرونی، ابن جبیر، یاقوت، قزوینی، مستوفی، ابن بطوطه، حافظ، شرف‌الدین علی یزدی، ابوالغازی و … دریای جنوبی ایران را تحت اسامی و عناوینی نظیر خلیج فارس، خلیج پارس، دریای فارس، بحرالفارس، بحر فارس، سینوس پرسیكوس،4 ماره پرسیكوس،5 گلف پرسیك،6 پرژن گلف (گالف)، 7 پرزشیر گلف، پرسیس8 یاپرسیكوس،9 نامیده‌اند.
بررسی و بازنمود اوضاع و احوال اجتماعی،‌سیاسی و اقتصادی خلیج فارس و جزایر آن پس از اسلام تا برهه تجاوز پرتغالی‌ها و تشریح وضعیت آن از عصر صفویه تا امروز مبحثی عظیم می‌طلبد كه از حوصله این نوشتار خارج است. در ادامه به بررسی سندیت نام خلیج فارس از میان منابع تاریخی ـ جغرافیایی ایرانی، یونانی، اسلامی، غربی و اسناد حقوقی خواهیم پرداخت.

1ـ منابع ایرانی:
خلیج فارس طبق اسناد موجود از هزاره هشتم پیش از میلاد مورد استفاده تجاری و نظامی ملل دنیای قدیم قرار گرفته است. در سنگ نبشته داریوش هخامنشی در مصر متعلق به سال 518 تا 505 پیش از میلاد، كه هنگام حفر كانال سوئز به دست آمده است، در عبارت «درایه تپه هچا پارسا آیی تی هنی» به معنای دریایی كه از پارس می‌رود یا سر می‌گیرد، نام دریای پارس آمده است.
ایرانیان در روزگار هخامنشی این دریا را «پارسا درایا» یا دریای پارس می‌خواندند. در كتیبه‌هایی كه از داریوش در تنگه هرمز نیز یافت شده، عبارتی پیرامون دریایی كه از «پارس‌رود» سرچشمه می‌گرفته است به چشم می‌خورد.
در كتاب حدود العالم به عنوان قدیمی‌ترین كتاب جغرافیا به زبان فارسی كه حدود هزار سال قبل تألیف شده است آمده است: «خلیج پارس از حد پارس برگیرد، با پهنای اندك تا به حدود سند.»
می‌توان گفت از هنگامی كه بشر تاریخ‌نویسی را آغاز كرد دریای جدا كننده فلات ایران از شبه جزیره عربستان را «دریای فارس» یا «خلیج فارس» نامیده است. و در هیچ یك از این ادوار تاریخی نام دیگری به آن نهاده نشده است.

2 ـ منابع یونانی
طبق نوشته مورخان و جغرافی نگاران یونانی كه پیش از میلاد مسیح می‌زیسته‌اند چون هرودت (484 ـ 425 ق. م) كتزیاس (445ـ 380 ق. م)، گزنفون (430 ـ 352 ق. م) استرابن (63 ق. م ـ 24 م)، یونانیان نخستین ملتی هستند كه به این دریا نام پرس و به سرزمین ایران پارسه، پرسای، ‌پرس‌پولیس، یعنی شهر یا مملكت پارسیان داده‌اند.
نئارخوس، سردار مقدونی نیز موجب اشتهار دریای مكران و پارس شده است.وی در سال 326 ق . م به دستور اسكندر مقدونی‌، از رود سند گذشت و دریای مكران و خلیج فارس را با كشتی طی كرد و تا دهانه آن پیش رفت.
«هكاتیوس هلطی» از علمای قدیم یونان و ملقب به پدر جغرافیا در سال 475 قبل از میلاد از نام دریای پارس استفاده كرده است. در نقشه‌های باستانی از قول هرودوت و گزنفون به این دریا، دریای پارس10 اطلاق شده است.
كلودیوس پتوله مااوس (بطلمیوس)، جغرافی‌نگار، نقشه‌نگار و ریاضی‌‌دان مشهور قرن دوم میلادی، در كتاب جغرافیای عالم كه به زبان لاتین نگاشته شده، و هم‌چنین در نقشه‌ای كه كشیده، از خلیج فارس با نام پرسیكوس سینوس یاد كرده است.
«كوین توس كوروسیوس روفوس» مورخ رومی كه در قرن اول میلادی می‌زیسته این دریا را دریای پارس یا آبگیر فارس خوانده است. همچنین در كتاب‌های جغرافیایی لاتین، آب‌های جنوب ایران (دریای مكران و خلیج فارس) را ماره پرسیكوم یعنی دریای پارس نوشته‌اند.
بنابراین مورخان و جغرافی‌نگاران یونانی پیش از میلاد در شرح وقایع تا سده 7 ق. م یعنی سقوط حكومت عیلام و تشكیل حكومت ماد و روی كار آمدن هخامنشیان دریای مكران و خلیج فارس را دریای پارس می‌خواندند.

3ـ منابع اسلامی
پس از فتح ایران توسط اعراب در سده هفتم پس از میلاد، تلاشی برای تغییر نام «دریای پارسی» صورت نگرفت. اعراب مسلمان، عموماً این خلیج را«بحرالفارسی» (دریای پارسی) می‌نامیدند و این نام از سوی امپراتوری‌های ایرانی، ترك و عربی هم كه در 1200 سال بعد منطقه را تحت سلطه خود داشتند مورد احترام قرار گرفت.
محققان اسلامی نظیر استخری، مسعودی، بیرونی، ابن حقول، مقدسی، مستوفی، ناصرخسرو، الطاهرین مطهر المقدسی (بشاری)، ابوالقاسم بن محمدبن حوقل و … كه مطالعه در اطراف این دریای ایرانی را تا قرن 15 ادامه دادند، در اثار و نوشته‌های خود از آب‌های جنوب ایران به نام‌های بحر فارس، البحر الفارسی، بحر مكران، الخلیج الفارسی و خلیج فارس یاد كرده‌اند. حتی از این جغرافی‌دانان نقشه‌هایی موجود می‌باشد كه اقیانوس هند را البحر الفارسی نام گذارده‌اند.
جغرافی‌دانان عرب و اسلامی این نام را از دو تمدن باستانی گرفتند و همزمان مورد استفاده قرار دادند. بدین ترتیب كه «پارسا درایای» ایرانی را «بحر فارس»11 و «سینوس پرسیكوس»12 یونانی را «خلیج فارس» می‌نامیدند و حتی منظور از دو دریا در سوره‌الرحمن قرآن مجید را نیز همان دریای فارس و دریای متوسط می‌‌دانستند.
ابوعلی احمد بن عمر معروف به ابن رسته در كتاب الاعلاق النفسیه كه در سال 290 هجری به رشته تألیف درآورده،‌ تصریح می‌كند: «فاما البحر الهندی یخرج منه خلیج الی ناحیه فارس یسمی الخلیج الفارسی». «اما از دریای هند خلیجی بیرو می‌آید به سمت سرزمین فارس كه آن را «خلیج فارس» می‌نامند.» 13
به گفته جرجی زیدان تاریخ‌دان عرب، «بحر فارس» محدود به آب‌هایی می‌شود كه دنیای عرب را دور می‌زند. جرجی زیدان می‌گوید: «بحرفارس ـ ویراد به عندهم كل البحور المحیطیه ببلاد العرب من مصب ماء دجله فی‌العراق الی ایله فیدخل فیه مانعبر عنه الیوم بخلیج فارس و بحرالعر...و خلیج عدن و البحر الاحمر و خلیج العقبه…». «دریای فارس ـ نزد آنان مقدم بر همه دریاهایی كه سرزمین‌های عرب از مصب آب دجله گرفته تا ایله را احاطه می‌كند، به عنوان دریای فارس تعبیر می‌شده و از آن جمله است آنچه را كه ما امروز از آن به «خلیج فارس» و دریای عر...و خلیج عدن و دریای سرخ و خلیج عقبه تعبیر می‌شده و از آن جمله است آنچه را كه ما امروز از آن به «خلیج فارس» و دریای عر... و خلیج عدن و دریای سرخ و خلیج عقبه تعبیر می‌كنیم».14
محمد عبدالكریم صبحی نیز در كتاب «علم‌الخرائط» در نقشه‌هایی كه با ترجمه عربی نقل كرده است، دریای جنوب ایران را «الخلیج الفارسی» و «بحر فارس» نامیده است. 15
نقشه‌های فراوانی كه از این قرون در دست است، علاوه بر تأكید و تأیید نام خلیج فارس، دگرگونی یاد شده در تغییر نام بحر فارسی و دگرگونی در دایره شمول این نامها را ترسیم می‌كنند.

4ـ منابع غربی:
بیشتر كسانی كه در مورد دریای پارسی و دریای مكران مطلب نوشته‌اند بیگانگان و به ویژه انگلیسی‌ها بوده‌اند، زیرا به لحاظ موقعیت ویژه‌ای كه در این منطقه داشته‌اند كوشیده‌اند تا حقیقت نهفته بماند و نام‌های جعلی و ناقص جای اسامی درست را بگیرد. اما منابعی از ‌آن‌ها بجای مانده است كه بر صراحت نام خلیج فارس تكیه می‌كنند.
در سال 1892، لرد كرزن، وزیر خارجه انگلستان، در كتاب «ایران و قضیه ایران» مكرراً به نام خلیج فارس اشاره كرده است.
ویلیام راجرز، وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده آمریكا، در گزارش مورخه 1971 میلادی خود در مورد سیاست خارجی این كشور از نام خلیج فارس استفاده كرده است.
در فرهنگهایی كه به زبانهای مختلف تدوین و چاپ شده است، از جمله فرهنگهای آلمانی، انگلیسی، امریكایی،‌فرانسوی، تركی و … خلیج فارس نیز به همین نام آورده شده است.
امروزه در میان‌آثار اعراب نیز بحر فارس به فراموشی سپرده شده و از تركیب خلیج فارس استفاده می‌شود. یكی از معروف‌ترین دایره‌المعارف‌های دنیا یعنی المنجد، سند قاطعی برای مراجعه است كه از تركیب خلیج فارس بهره برده است.

5ـ اسناد حقوقی
الف ) اسناد
دلایل و مستندات حقوقی معتبری درباره اصالت نام خلیج فارس وجود دارد كه به قرن 16 میلادی باز می‌گردد. طی سالهای 1507 تا 1560 در كلیه موافقت‌هایی كه پرتغال، اسپانیا، بریتانیا، هلند، فرانسه، آلمان با دولت ایران داشتند حتی در متون عربی نیز از عبارت «خلیج الفارسی» و در متن انگلیسی «پرشین گلف» استفاده شده است.
از جمله این اسناد استقلال كویت است كه میان امیر این كشور ونمایندگان بریتانیا منعقدشده است. این سند كه توسط عبدالسالم الصباح نیز امضا شده است، چنین آغاز می‌شود: «حضرت صاحب الفخامه الفخیم السیاسی لصاحبه اجلاله من الخلیج فارسی المحترم …»

ب ) سازمان ملل متحد:
سازمان ملل متحد تا به حال دو بار نام تاریخی و اصیل این آبراه را «خلیج فارس» اعلام كرده است. سازمان ملل خلیج فارس را نامی تازه می‌داند كه از آغاز قرن بیستم جانشین نام كهن دریای پارس شده و بیش از دریای فارس مورد استفاده قرار گرفته است.
دبیرخانه این سازمان در سند مورخ 5 مارس سال 1971 میلادی و یادداشت (AD311/GEN) به دولت ایران یادآور می‌شود كه بنابر عرف جاری در دبیرخانه سازمان ملل متحد در اسناد و نقشه‌های جغرافیایی، منطقه آبی بین ایران از سمت شمال و خاور و تعدادی از كشورهای عربی از سوی جنوب و باختر به نام خلیج فارس نامیده می‌شود،‌و این بنا بر عرف قدیمی انتشار اطلس‌ها و فرهنگهای جغرافیایی است.
دومین بیانیه به تاریخ دهم آگوست 1984 ثبت شده است و در هر موقعیت، همه 22 كشور عربی نیز اسناد سازمان ملل را امضا كرده‌اند.
این دبیرخانه همچنین بابت اشتباهاتی كه سازمان ملل در برخی اسناد در به كار بردن نام خلیج فارس مرتكب شده، عذرخواهی كرده آن را اشتباه سهوی دانسته (سند 26 ژوئن 1991 میلادی در سازمان ملل) و از كارگزاران سازمان خواسته است كه همواره این موضع ایران را در نظر داشته باشند. ضمن اینكه كنفرانس سالیانه سازمان ملل درباره هماهنگی در مورد نام‌های جغرافیایی نیز هر سال بر نام خلیج فارس تأكید كرده است.

انتخاب متن : مهناز

چو ایران نباشد تن من مباد


به کورش،به آرش،به جمشید قسم

به نقش و نگار تخت جمشید قسم

که ایران همی قلب و خون من است

گرفته ز جان از وجود من است

 بخوانیم این جمله در گوش باد

 چو ایران نباشد تن من مباد

 شاعر: ؟
با سپاس ویژه از مهناز

 


 

نام حقیقی


با درود به همه ی دوستان

 پیشنهاد میکنم که همه ی دوستان هم مثل من در نوشته ها بجای نوشتن کامل عبارت " خلیج ع.ر.ب.ی"

اون عبارت جعلی و غیر حقیقی رو به یکی از صورت های پیشنهادی زیر بنویسند تا در صورت سرچ ( جستجوی ) این

 عبارت در اینترنت توسط موتورسرچها ( جستجوگرهای اینترنت ) نتایج بسیار کمتری به دست بیاد.

گزاره های پیشنهادی :

" خلیج عر... "

" نام مجعولی که عربها به خلیج فارس داده اند . "

پاینده باد ایران ، پاینده باد خلیج فارس


 

مالکیت جزایر خلیج فارس از آن ایران است




خبرنگار امرداد: "در بیستمین گردهمایی سران اتحادیه عرب که در دمشق برگزار شد، باز هم سران اتحادیه عرب بر مالکیت امارات متحده عربی بر جزایر سه‌گانه ایران اشاره کردند. در حالیکه برابر اسناد و مدارک کهن این سرزمین جزایر تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی، پاره‌ای از خاک ایران بوده و بخش جدایی ناپذیر این کشور است".

نماینده زرتشتیان ایران در این تذکر که بامداد سه‌شنبه گذشته در مجلس شورای اسلامی خوانده شد از وزیر امور خارجه کشور می‌خواهد تا به ادعای نادرست دولت امارات متحده عربی بر جزایر سه گانه خلیج فارس، اعتراض قانونی انجام دهد.

نیکنام در ادامه تذکر خود به منوچهر متکی می‌نویسد: « لازم است به دولت امارات و دبیرخانه سران کشورهای عرب تذکر داده شود تا از ادعای نادرست و غیر قانونی و تنش برانگیز بر جزایر ایرانی در خلیج فارس خودداری کنند».

در همین رابطه نیکنام در تذکر دیگری دگرشد(:تغییر) نام خلیج عر... به دریای پارس را در سایت گوگل خواستار شد. مخاطبان این تذکر رییس جمهمور ایران و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هستند.

نیکنام در این تذکر با شمردن آثار و اسناد تاریخی فراوان در این باره می‌‌نویسد:« در اسناد چند هزار ساله کشور ایران و نقشه‌های باستانی که در موزه‌های معتبر دنیا وجود دارد نام پارس بر دریای بین کشور ایران و چند کشور عربی ثبت شده است». وی با گستاخانه خواندن دگرشد نام پارس به عربی در ادامه تذکر خود می‌نویسد:« همچنان ادعای نادرست برخی از کشورهای عربی در سایت‌ها و مراکز خبری گزارش داده می‌شود که نام این دریا خلیج عربی است».

 وی در پایان این تذکر از مسوولین نظام می‌خواهد تا با استفاده از هر ابزار سیاسی و فرهنگی کاری کنند تا نام دریای پارس برای همیشه به یادگار بماند.


سرچشمه:

http://www.amordad6485.blogfa.com

اردی بهشتگان




جشن اردی بهشتگان در اردی بهشت روز از اردی بهشت ماه است که نام روز  و ماه با هم برابر افتاده است .مطابق گاهنمای قديم که هر ماه سی روز بوده اين جشن در سوم اردی بهشت می باشد ولی مطابق تقويم کنونی که شش ماه اول سال را ۳۱ روز حساب کرده و يک روز به فروردين ماه افزوده اند جشن ارديبهشتگان در دوم ارديبهشت واقع می شود . در اين جشن شهرياران بار عام می دادند و موبد موبدان آيينی را که مرسوم بوده در حضور پادشاه برگزار می کرد و همه را اندرز می گفت.سران هر گروه به پادشاه معرفی می شدند و هنرمندان مورد مرحمت واقع می گرديدند و بدريافت پاداش افتخار حاصل می کردند .اين روز به فرشته مقدس ارديبهشت تعلق دارد که مظهر پاکی و راستی و درستی و نماينده آيين ايزدی و نگهبانی آتشها با اوست .معمولا بايد در اين روز ارديبهشت يشت خوانده شود و به آتش توجه گردد .و به خاطر مقام و مرتبه ارديبهشت  امشاسپند اين جشن به نام اوست و نظر به همان صفات و کمالات است که ايرانيان قديم اين روز را جشن می گرفتند و خود را برای قبول صفات اين فرشته مقدس آماده می ساختند .جشن ارديبهشت گان همان عيد گل است که در ميان ساير ملتها با تجليل فراوان بر پا می شود .ابوريحان در باره اين جشن می نويسد: ((ارديبهشت ماه؛روز سوم آن اردی بهشت است و آن عيدی است که ارديبهشتگان نام دارد برای اينکه هر دو نام با هم متفق شده.اردی بهشت به معنی بهترين راستی است ؛بعضی  گفته اند بمعنای منتهای خير و خوبی است . ارديبهشت  فرشته آتش و نور است و اين دو با او مناسبت دارد و خداوند او را به اين کار موکل کرده و نيز ماموريت داده است علل و امراض را بياری ادويه و اغذيه زائل کندو صدق را از کذب و حق را از باطل تميز دهد .))اينکه ابوريحان فرشته ارديبهشت را تميز دهنده راست و دروغ و حق و باطل تشخيص داده برای اينست  که اين فرشته همانطور که گفته شد نماينده راستی و درستی است . بنابراين هر کس از او پيروی نمايد معلوم می شود در راه راست و حق است و هر کس از او دوری کند و از صفات او بی بهره باشد مسلم است که در راه باطل دروغ است.

سرچشمه : http://www.sepandarmazd.com
 

اشک


دستمال كاغذي به اشک گفت:
«قطره قطره ات طلاست
يك كم از طلاي خود حراج مي كني؟
عاشقم
با من ازدواج مي كني؟»
اشك گفت....
ازدواج اشك و دستمال كاغذي!
تو چه قدر ساده اي
خوش خيال كاغذي!
توي ازدواج ما
تو مچاله مي شوي
چرك مي شوي و تكه اي زباله مي شوي
پس برو و بي خيال باش
عاشقي كجاست
تو فقط دستمال باش
دستمال كاغذي دلش شكست
گوشه اي كنار جعبه اش نشست
گريه كرد و گريه كرد و گريه كرد
از تن سفيد و نازكش دويد
خون درد
آخرش
دستمال كاغذي مچاله شد
مثل تكه اي زباله شد
او ولي شبيه ديگران نشد
چرك و زشت،مثل اين و آن نشد
رفت اگر چه توي سطل آشغال
پاك بود و عاشق و زلال
او با تمام دستمال هاي كاغذي فرق داشت
چون كه در دل
خودش
دانه هاي اشك كاشت.



شاعر : ؟
 

آرتميس


آرتميس Artemis نخستين زن دريانورد ايراني است كه درحدود 2480 سال پيش،فرمان درياسالاري خويش را از سوي خشايارشاه هخامنشي دريافت كرد و اولين بانویي مي‌باشد كه در تاريخ دريانوردي جهان در جايگاه فرماندهي دريايي قرار گرفته است.
در سال 484 پيش از ميلاد، هنگامي كه فرمان بسيج دريايي براي شركت در جنگ با يونان از سوي خشايارشاه صادر شد، آرتميس فرماندار سرزمين كاریه با پنج فروند كشتي جنگي كه خود فرماندهي آنها را در دست داشت به نيروي دريايي ايران پيوست. دراين جنگ كه ايرانيان موفق به تصرف آتن شدند، نيروي زميني ايران را 800 هزار پياده و 80 هزار سواره تشكيل مي‌داد و نيروي دريايي ايران شامل 1200 ناو جنگي و 300 كشتي ترابری بود.
همچنین آرتميس در سال 480 پيش از ميلاد در جنگ سالامين Salamine كه بين نيروي دريايي ايران و يونان درگرفت شركت داشت و دلاوري هاي بسياري از خود نشان داد و با ستايش دوست و آشنا روبرو شد.
او در يكي از دشوارترين شرايط در جنگ سالامين، بادليري و بيباكي كم‌مانند توانست بخشي از نيروي دريايي ايران را از خطر نابودي نجات دهد و به همين دليل به افتخار دريافت فرمان درياسالاري از سوي خشايارشاه رسيد.او به خشایارشاه پیشنهاد ازدواج نیز داد که بدلایلی این پیوند صورت نگرفت
برگرفته از : وبلاگ آتشکده