مفهوم معرفت

 

مي خواستم بهت صفر بدم ! چونكه بهم ۹۵ دادي، چونكه از شعرات خبري نيست، چونكه مثه سيرو سركه مي جوشيدي اما سيب سايلنت بود، چونكه وبلاگتو...

مي خواستم بهت صفر بدم ! چونكه رياضيدانها ميگن صفر يه مفهومه ، نه يك عدد! مثل تو، كه يه مفهوم قشنگي از معرفت ، يك تعريف جدي از مهر ! كه اگه صفر نباشه ۱۰۰ ميشه يه ۱ ناقابل ! ميشه تنها!

اما ...

نمره ات صده!

چونكه با معرفتي! 

 

چي مي تونستم بگم؟!

 

پرسید :neroداری؟

گفتم : چی رایت کنم؟

گفت: محبت!

گفتم  : cd خام داری؟

گفت : دلم

گفتم : ... ( چی می تونستم بگم ؟ !!!)

 

باران خرداد

 

وقتي باران خرداد مي باريد. آن مرد آمد. نه با اسب، با يك بسته شكلات از جنس نقره آمد. داس هم نداشت ! با سيب آمد و چه سيب عجيبي بود! كه مي شد با آن آهنگ زد ،مي شد  از پشت دستبندي صورتي تپش نبض دست راست را احساس كرد!

من چتر دارم. آن مرد با گل آمد!

گاهي يك دنيا حرف در چشمان آدمهاست. حرفهايي كه شايد در قالب واژه ها نمي گنجند. گاهي يك دنيا غم در چشمان آدمهاست. غم هايي كه در دل جا مي گيرند. چشمان آن مرد غمها دارد! حرفها دارد!

و ما از اين داستان نتيجه مي گيريم كه اگر وقت رانندگي فقط به آيينه نگاه كني به دره پرتاب مي شوي! جلوي راهت را نگاه كن پشت سر خبري نيست!

 

خلاف جهت آزادی!!!

 

سلام آقاي مدير عامل!

آن روزپس از خداحافظي و خروج از شركت به همراه همكاران به سوي خيابان آزادي روانه شديم . هوا بسيار گرم بود . من در خيابان ماشين هاي بسياري را ديدم كه انگار آنها هم از آقاي مدير عاملشان خداحافظي كرده بودند تا به آزادي برسند ( يعني به خيابان آزادي بروند ) ، من ديدم كه ماشين هاي آنها پارچه هاي رنگيني را با خود تا آزادي مي برند. من ديدم كه پارچه ها همه همان رنگي بودند كه بايد باشند . وانتي را ديدم كه تصوير دكتري بر آن بود.

آقاي مدير عامل من در جايي همان دور و برها با همكاران خداحافظي كردم آنها به قصد ميدان آزادي و من در خلاف جهت و بهترين راه براي گرفتار نشدن در ترافيك خط ويژه يBRTبود! و چه شلوغ بود و چه گرم!  

من در اتوبوس خانمي را ديدم كه در اشاره به جماعت مي گفت : " يه آدم حسابي توشون پيدا نمي شه ! " ( من نفهميدم كه تعريف او از آدم حسابي چه بود؟؟!)آقايي را ديدم كه گفت:" هيچ كدومشون جيبهاشون را كه ببيني صد تومن توش نيست اما دست مريزاد! " . من در آن اتوبوس خانمي را ديدم كه آنها را با كف زدن تشويق كرد و باقي مسافران با او همراه شدند .

هرچه مي رفتيم نمي رسيديم .مگر از آزادي تا انقلاب چقدر راه بود؟! انگار آسفالت خيابان را روي صفحه ي دستگاه تردميل نصب كرده بودند ، انگار كه راه در خلاف جهت ما حركت مي كرد تا ما نتوانيم در خلاف جهت آزادي حركت كنيم!

آقاي مدير عامل ، من در بين جمعيت آقايي را ديدم كه در يك دست يك سيب زميني داشت و در دست ديگر نوشته اي ! و كسي را ديدم كه يك كاغذ بزرگ در دست داشت و روي آن مطالبي در مورد پينوكيو نوشته بود! خانمي را ديدم كه با دوچرخه آمده بود و دوربين به دست و چشمم كلاه كاسكتش را سخت گرفته بود كه شبیه آدم کلاه آدم فضایی ها بود و جالب! يك تاكسي را ديدم كه تنها مسافر آن عكس دكتري را در دستانش به بيرون از شيشه نگه داشته بود ! ( تاكسي هاي ديگري را هم ديدم!) مي شنيدم كه عده اي در مورد حمام نرفتن كسي صحبت مي كنند!!! ديدم پرچم بزرگي را با عبارت : ادب مرد بهتر .... ( همان جمله كه صبح در شركت صحبتش را كرديم !)

خانمي را ديدم كه پشت رل كلافه از ترافيك ايجاد شده عصباني بود و بلند بلند رو به جماعت مي گفت: " خاك بر سرتون!!!" ( و آقايي در اتوبوس جوابش را داد كه: " خاك بر سر خودت !!!"‌)

چند نفري را ديدم كه  تمام چهره شان را با پارچه هايي رنگي پوشانده بودند . چند نفري را هم ديدم كه روي سرشان تاجي از برگ گذاشته بودند ( و مرا به ياد مراسم يوناني ها انداختند )

كلاه هاي كاغذي آفتاب گير ، تي شرت ها ، مانتو ها ، شال ها ، دست بندها ( و گاهي بسته به انگشت و يا بازو ) ، پرچم ها و حتي كفش ها همه همرنگ بودند .

آقاي مدير عامل من ديدم كه روي يكي ازپرچم ها كه بر دست كسي مي رقصيد حك شده بود : دروغگو دشمن خداست ! " . من روي آسفالت خيابان كاغذپاره هاي بسياري را ريخته بر زمين ديدم و ناخود آگاه ياد درختهايي  افتادم مرده در خاطره ي كاغذپاره ها!

ساختمان بزرگ نيمه كاره اي را ديدم كه عده اي از كارگران با كلاه هاي ايمني زرد رنگشان جلوي آن تجمع كرده بودند و همراه با جماعت .( حيف كه كاتالوگ شركت همراهم نبود !‌)

خيلي ديدني ها ديدم و شنيدني ها را هم حتي ديدم! راه پيمايي بود ديگر! چه فرقي مي كند كدام طرفي بروي؟ من خلاف جهتشان مي رفتم !

روز گرمي بود و سبز!

ولي آقاي مدير عامل من هنوز نفهميدم كه شما از كجا فهميديد كه من مي خواهم در خلاف جهت آزادي به خانه مان برسم ؟!!

 

امضا کنید تا نوروز در تقویم جهانی ثبت بشه

 

نظر سنجی سازمان ملل

در مورد درج نوروز در تقویم بین المللی

به عنوان یک روز جهانی

http://www.petitiononline.com/Norouz

حتما امضا کنید تا

نوروز در تقویم جهانی ثبت بشه.

 

عدد پی در تخت جمشید

 

 

مهندسان هخامنشی راز استفاده از عدد پی (۱۴/۳ ) را دو هزار و 500 سال پیش کشف کرده بودند. آنها در ساخت سازه های سنگی و ستون های مجموعه تخت جمشید که دارای اشکال مخروطی است، از این عدد استفاده می کردند.
عدد پی ( ۱۴/۳)در علم ریاضیات از مجموعه اعداد طبیعی محسوب می شود. این عدد از تقسیم محیط دایره بر قطر آن به دست می آید. کشف عدد پی جزو مهمترین کشفیات در ریاضیات است. کارشناسان ریاضی هنوز نتوانسته اند زمان مشخصی برای شروع استفاده از این عدد پیش بینی کنند. عده زیادی، مصریان و برخی دیگر، یونانیان باستان را کاشفان این عدد می دانستند اما بررسی های جدید نشان می دهد هخامنشیان هم با این عدد آشنا بودند.
?عبدالعظیم شاه کرمی? متخصص سازه و ژئوفیزیک و مسئول بررسی های مهندسی در مجموعه تخت جمشید در این باره،‌ گفت: ?بررسی های کارشناسی که روی سازه های تخت جمشید به ویژه روی ستون های تخت جمشید و اشکال مخروطی انجام گرفته؛ نشان می دهد که هخامنشیان دو هزار و 500 سال پیش از دانشمندان ریاضی دان استفاده می کردند که به خوبی با ریاضیات محض و مهندسی آشنا بودند. آنان برای ساخت حجم های مخروطی راز عدد پی را شناسایی کرده بودند.?
دقت و ظرافت در ساخت ستون های دایره ای تخت جمشید نشان می دهد که مهندسان این سازه عدد پی را تا چندین رقم اعشار محاسبه کرده بودند. شاه کرمی در این باره گفت: ?مهندسان هخامنشی ابتدا مقاطع دایره ای را به چندین بخش مساوی تقسیم می کردند. سپس در داخل هر قسمت تقسیم شده، هلالی معکوس را رسم می کردند. این کار آنها را قادر می ساخت که مقاطع بسیار دقیق ستون های دایره ای را به دست بیاورند. محاسبات اخیر، مهندسان سازه تخت جمشید را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها،‌ فشاری که باید ستون ها تحمل کنند و توزیع تنش در مقاطع ستون ها یاری می کرد. این مهندسان برای به دست آوردن مقاطع دقیق ستون ها مجبور بودند عدد پی را تا چند رقم اعشار محاسبه کنند.؟
هم اکنون دانشمندان در بزرگ ترین مراکز علمی و مهندسی جهان چون ناسا برای ساخت فضاپیماها و استفاده از اشکال مخروطی توانسته اند عدد پی را تا چند صد رقم اعشار حساب کنند. بر اساس متون تاریخ و ریاضیات نخستین کسی که توانست به طور دقیق عدد پی را محاسبه کند، ؟غیاث الدین محمد کاشانی بود. این دانشمند اسلامی عدد پی را تا چند رقم اعشاری محاسبه کرد. پس از او دانشمندانی چون پاسکال به محاسبه دقیق تر این عدد پرداختند. هم اکنون دانشمندان با استفاده از رایانه های بسیار پیشرفته به محاسبه این عدد می پردازند.
شاه کرمی با اشاره به این موضوع که در بخش های مختلف سازه تخت جمشید، مقاطع مخروطی شامل دایره، بیضی، و سهمی دیده می شود، گفت: به دست آوردن مساحت، محیط و ساخت سازه هایی با این اشکال هندسی بدون شناسایی راز عددپی و طرز استفاده از آن غیرممکن است.
داریوش هخامنشی بنیان گذار تخت جمشید در سال 521 پیش از میلاد دستور ساخت تخت جمشید را می دهد و تا سال 486 بسیاری از بناهای تخت جمشید را طرح ریزی یا بنیان گذاری می کند. این مجموعه باستانی شامل حصارها، کاخ ها،‌ بخش های خدماتی و مسکونی، نظام های مختلف آبرسانی و بخش های مختلف دیگری است.
مجموعه تخت جمشید مهمترین پایتخت مقاومت هخامنشی در استان فارس و در نزدیکی شهر شیراز جای گرفته است.

* برگرفته از سایت تبیان

 

 

میخوای تا آخر عمرت مرغ باشی جناب عقاب؟!

 

مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه مرغی گذاشت.عقاب با بقیه جوجه ها از تخم بیرون آمد و با آن ها بزرگ شد.در تمام زندگیش او همان کارهایی را انجام می داد که مرغ ها می کردند،؛برای پیدا کردن کرم ها و حشرات زمین را می کند و قدقد می کرد و گاهی با دست و پا زدن بسیار کمی در هوا پرواز می کرد.سال ها گذشت و عقاب خیلی پیر شد.

روزی پرنده با عظمتی را بالی سرش بر فراز آسمان ابری دید.او با شکوه تمام،با یک حرکت جزیی بال های طلاییش بر خلاف جریان شدید باد پرواز می کرد.
عقاب پیر بهت زده نگاهش کرد و پرسید: این کیست؟
همسایه اش پاسخ داد:((این یک عقاب است.سلطان پرندگان.او متعلق به آسمان است و ما زمینی هستیم.))
عقاب مثل یک مرغ زندگی کرد و مثل یک مرغ مرد.زیرا فکر می کرد یک مرغ است. 
 
 
 اگر بخواهید شخصیت های این داستان رو در زندگی روزمره تون پیدا کنید مردی که تخم عقاب رو پیدا کرد کیه؟ عقاب کیه؟ مرغ ها کیان؟ کرم ها و حشرات کی و چیان؟ عقاب کیه؟!
 
 

باز Facebook

 

بازگشت  Facebook را به تمام دوستان تبريك ميگم.

face book

 

face book هم فيلتر شد !!!!